حجاب | بلاگ

حجاب

تعرفه تبلیغات در سایت

امکانات وب


دختربا نازبه خداگفت:

چطور زيبا مي آفريني ام و انتظار داري خود را براي همگان نكنم؟

خدا گفت:زيباي من!تو را فقط براي خودم آفريدم

دخترك،پشت چشمي نازك كرد و گفت:خدا كه بخل نمي ورزد،بگذار آزاد باشم

*خدا چادر را به دخترك هديه داد*

دخترك با بغض گفت:با اين؟اينطور كه محدودترم.اصلا مي خواهي زنداني ام كني؟يعني اسير اين چادر مشكي شوم ؟؟؟؟

خدا قاطع جواب داد:بدون چادر،اسير نگاه هاي آلوده خواهي شد...هر چيز قيمتي را كه در دسترس همه نمي گذارند.تو جواهري

دخترك با غم گفت:آخر...آخر،آنوقت ديگر كسي مرا دوست نخواهد داشت.نه نگاهي به سمت من خواهد آمد و نه كسي به من توجه ميكند

خدا عاشقانه جواب داد:من خريدار توام!
منم كه زود راضي مي شوم و نامم سريع الرضاست.

آدميانند و هزاران نوع سليقه!
هرطور كه بپوشي و بيارايي،باز هم از تو راضي نمي شوند!
اصلا مگر تو فقير نگاه مردمي؟آن نگاه ها مصدومت ميكند

*دخترك آرزويش را به خدا گفته بود و مي خواست چونان فرشته اي محبوب جلوه كند*


برچسب‌ها: حجاب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۶ساعت 1:1&nbsp توسط معصومه  | 

...
نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : پنجشنبه 26 بهمن 1396 ساعت: 3:29